|
بی تو شب ها سر کنم تا کی ؟ در پس تنهایی و غربت عشق را باور کنم تاکی ؟ گفته بودی ترک این غم ها کن شکوه ها کمتر کنم تا کی ؟ خشک شد گل های گلدانم لاله ها پرپر کنم تا کی؟ بی تو طبع شعر من خشکید این غزل ها از بر کنم تاکی؟ + نوشته شده در یکشنبه 27 مرداد1387 19:25 توسط امین |
سپردمت دست خدا اگه دوستم داشتی بیا . + نوشته شده در شنبه 26 مرداد1387 10:20 توسط امین |
بي تو اما عشق بي معناست،مي داني؟ + نوشته شده در شنبه 26 مرداد1387 10:16 توسط امین |
رفتی و گفتی که تنها می شوی + نوشته شده در شنبه 26 مرداد1387 10:13 توسط امین |
تو دل يه مزرعه يه کلاغ رو سياه
+ نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387 19:22 توسط امین |
عزيزم يادت مياد سه شنبه ها
کوچه هاي خلوتو قدم زدن
+ نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387 19:16 توسط امین |
ناله ز درد هجران وای از غم جدایی فکر وداع باید از روز آ شنایی با من بمان برادر طاقت نمانده دیگر باور نمیکنم من شد موسم جدایی وای از شب فراق و اندوه بی تو ماندن دل کندن از تو دلبر دارد چه ماجرایی ای نازنین گل من گفتی بمانم اما با دیدن تو گردد مرغ دلم هوایی گر شام هجر و دوری هرگز سحر ندارد ماه تو در شب دل دارد چه دلربایی کرب و بلایت امشب بوی مدینه دارد همراه عطر نرگس خواند مرا ندایی گوید غریبه مادر! ای یادگار حیدر فردا بریده حنجر در دشت کربلایی + نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387 19:11 توسط امین |
من از تو دل نمی برم اگرچه از تو دلخورم
اگرچه گفتی تورو به خاطرات بسپرم
هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام
منی که در جوانیم به خاطرت شکسته ام
تو در سراب آینه شبانه خنده می کنی
من شکست داده را خودت برنده می کنی
نیامدی و سالها نظر به جاده دوختم
بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم
رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من همیشه در هنوزها
صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی
+ نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387 19:2 توسط امین |
+ نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386 19:10 توسط امین |
باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتماست باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین + نوشته شده در جمعه 21 دی1386 16:43 توسط امین |
محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
+ نوشته شده در جمعه 21 دی1386 16:31 توسط امین |
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا + نوشته شده در یکشنبه 2 دی1386 17:46 توسط امین |
+ نوشته شده در شنبه 17 آذر1386 8:16 توسط امین |
بودنم را هیچ کس باور نداشت + نوشته شده در شنبه 17 آذر1386 8:4 توسط امین |
ولی صد حیف خوبان را وفا نیست + نوشته شده در سه شنبه 13 آذر1386 16:42 توسط امین |
می خوای بری نگاه بکن ببین گلا تب ندارن ببین خدا رو خوش میاد دنیا رو از هم بپاشی خدا رو خوش میاد که تو دیگه پیش من نباشی + نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386 8:20 توسط امین |
خدایا ! به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ، بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم. و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم. بگذار تا آن را من خود انتخاب کنم. اما آنچنان که تو دوست داری. چگونه زیستن را ، تو به من بیاموز. چگونه مردن را ، من خود خواهم آموخت. + نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386 11:18 توسط امین |
+ نوشته شده در پنجشنبه 8 آذر1386 10:45 توسط امین |
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386 19:28 توسط امین |
از کودکی پرسیدم عشق چیست؟
گفت: ****** بازی از نجوانی پرسیدم عشق چیست؟ گفت:****** رفیق بازی از جوانی پرسیدم عشق چیست؟ گفت:****** پول و ثروت از پیرمردی پرسیدم عشق چیست؟ گفت:****** عمر از عاشقی پرسیدم عشق چیست؟ چیزی نگفت****** آهی کشید و سخت گریست + نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386 19:4 توسط امین |
+ نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386 18:54 توسط امین |
كاش همان كودكي بوديم كه حرفهايش را از نگاهش مي توان خواند اما اكنون اگر فرياد هم بزنيم كسي نمي فهمد و دل خوش كرده ايم كه سكوت كرده ايم سكوت پر بهتر از فرياد تو خاليست دنيا را ببين... بچه بوديم از آسمان باران مي آمد بزرگ شده ايم از چشمهايمان مي آيد!! بچه بوديم دل درد ها را به هزار ناله مي گفتيم همه مي فهميدند بزرگ شده ايم درد دل را به صد زبان به كسي مي گوييم .............. هيچ كس نمي فهمد. ............................. احساس قشتكه كه بدوني يكي دوستت داره احساس قشنكه كه بدوني يكي دلش برات تنك شده اما قشنك ترين احساس وقتيكه كه بدوني هركز فراموشتت نميكنه ............... دیروز در دادگاه دلم/ مغز من قاضی بود/ متهم قلبم بود/ جرم من عشقم بود/ عشق من یاد تو بود/ حق من اعدام بود ..................... کاش بچه بودم از همه چیز رها بودم هیچ غمی . غصه ای پیش همه عزیز بودم + نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386 12:15 توسط امین |
هي فلاني...؟... مي داني؟... مي گويند رسم زندگي چنين است!!!!!!! مي آيند....... مي مانند....... عادتت مي دهند....... و مي روند....... و تو در خود مي ماني....... و تو تنها مي ماني....... راستي نگفتي؟ رسم تو نيز چنين است؟ مثل همه ي فلاني ها هستي؟؟؟؟ + نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386 11:54 توسط امین |
واسهی شکستن غرور من اگه با اشارهی تو میشکنم تو به من دروغ بگو اما بدون خندههات دلیل بودن منه + نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386 10:55 توسط امین |
Θپس كودك با صدای بلند گفت : « خدايا با من صحبت كن » و آذرخش در آسمان غريد ، ولی كودك متوجه نشد. + نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386 10:43 توسط امین |
زندگی یک آواز است آن را بخوان!
زندگی یک بازی است آن را بازی کن! زندگی یک مبارزه است با آن مقابله کن! زندگی یک رویا است به آن واقعیت ببخش! زندگی یک عشق است از آن لذت ببر! (سای بابا) + نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386 10:31 توسط امین |
خدایا ! به دلهای پروانه وش شمعی شایسته عنایت کن که در پای هر کرم شبتابی فرو نیایند و پیش چشم هر کورسویی جان نسپارند. در زندگي هر گز از ياد ت نمي برم + نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386 9:34 توسط امین |
برای عشق تمنا كن ولی خار نشو. برای عشق قبول كن ولی غرورت را از دست نده. برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن. برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر. برای عشق وصال كن ولی فرار نكن. برای عشق زندگی كن ولی عاشقانه زندگی كن. برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش. برای عشق خودت باش ولی خوب باشhttp://www.redrival.com/asheghane/index.gif + نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386 8:46 توسط امین |
نفس تنهایی را به امید دیدارت می شکنم. عطر نگاه مهربانت در فضای خاطرم می پیچد و هر لحظه حظور بهاری ات را احساس می کنم و آفتاب همیشه تابانت تاریکی های دلم را روشن میکند. بیا ای شکننده سکوت بی پایان قلبم! ای آرام جان پریشانم! بیا که آتش جدایی خاکسترم کرده. + نوشته شده در شنبه 3 آذر1386 12:4 توسط امین |
بزرگترین درد دل عاشق این است که معشوق نتواند عاشق را درک کند .خدایا آیا مرگ برای این عاشق بهتر نیست.تاکی خفت وخاری کشیدن تا کی کوچک شدن و اشک ریختن . آری ای عزیزان دل من عاقبت معشوق زمینی این است . عزیز دلم بدان وآگاه باش که خداوند تنها وتنها معشوقی است که عاشق را بطور اکمل درک میکند. + نوشته شده در چهارشنبه 30 آبان1386 8:52 توسط امین |
|
| ||||||